روشنی در دنیای سایه ها
این نوشته پاسخی است به سوالی که در وبلاگ دنیای سایه ها توسط تداعی عزیز طرح شده بود اما چون پاسخ مفصل بود پاسخ آن را اینجا دادم به امید اینکه سوال کننده به جواب حقیقی برسه هر چند تداعی جان لطف کرده وبا اسناد تاریخی پاسخ های درخوری داده اند ولی دلم نیامد این پاسخ را تکمیل نکنم سوال اول این بود که ایرانیها اصلا تمدن نداشتند و ... چون اگه اونی بودن که تاریخ میگه چطور اعراب ایرانیان را شکست دادند ؟
پاسخ سوال اول: رسیدن اعراب به مرزهای ایران یک اتفاق مهم تاریخیه که باید از چند وجه به اون نگاه کرد اول اینکه اعراب بعد از متحد کردن قبایل به یک امت متحد تبدیل شدند و این امت با یک ایدئولوژی مشترک بسیار قدرتمند شدند و توانستند دست به تصرفات بسیاری بزنند دوم اینکه سلمان فارسی فردی با سواد و دانا بوده و طرح جنگی او در جنگ خندق در تاریخ ثبت شده او از اوضاع و احوال ایران آگاه بوده و دستگاه های جاسوسی عرب در ایران فعال بوده اند چون بسیاری از اعراب زیر پرچم ایران زندگی میکردند و سرنوشتشان با ایرانی ها گره خورده بود به نقشه دوران ساسانی نگاه کنید کشورهای حوزه خلیج فارس عراق کنونی و قسمتهایی از خود عربستان امروزی و شهرهای زیادی از اردن و سوریه نیز جزئ از ایران بودند حالا فکر کنید وقتی عربها امت شده و به فتوحات دست زدند چگونه افراد هم زبان و همنژاد این مناطق به حکومت مرکزی (ایران امروزی)پشت و به قوای دشمن پیوستند تزلزل از اینجا پدید آمد اعراب از اینجا وارد ایران شدند نه اینکه مستقیم اومده باشن تو پایتخت عزیزم وقتی این مناطق شورش کردند با وضعیت بحرانی آخرین شاه ساسانی وخستگی قوای ایران که درگیر جنگ با رومیان بودند همه مزید بر علت شد تا عربها که حالا یک امت بودند به ایران بتازند و پیروز شوند البته پایتخت ایران آنزمان تیسفون و در قلب عربها بود و از همانجا بود که ضربه خوردیم جزئیات بیشتر را خودتان پیگیر شوید لطفا کتابهای سلسله ساسانیان را مطالعه کنید
پاسخ سوال دوم: اینکه زبان عربی چگونه در ایران رواج پیدا کرد باید به عرض برسانم که عزیزم این طور نبود که در زمان ساسانیان ما خطی شبیه به خط میخی داشتیم نه عزیزم و املائ امروزی فارسی هم شبیه عربی 1400 سال پیش نیست در آنزمان عربها از یک خط ابتدایی که وام گرفته از همسایه شمالی خود بود استفاده میکردند و بعدها یک خط که حتی نقطه نداشت و هجاها به طور ناقص بوده استفاده میکردند و سندش در نهج البلاغه هست که حضرت علی در یکی از خطبه هایش از زبان قدیمی عربها سخن گفته که به خطابه بی نقطه مشهور است و دیگر اینکه عربها بعد از رسیدن به ایران به تصحیح زبان دست زده و بر پایه قواعد زبان ایرانی زبان خود را تقویت کردند و یکی از این اشخاص حضرت علی بوده که خط عربی را اصلاح نمود وبعد اینکه زبان ایرانی بوده که زبان عربی را تحت الشعاع قرار داده و بعد ها در یک مقوله ای به نام فرهنگ دست به گسترش خود زده و به خاطر اینکه یک زبان مرجع بود به گویش های مختلفی خود را تکثیر کرد تمام زبانهای منطقه خاور میانه منشائ از زبان ایرانی و خط الرسم ما دارند البته ادغام زبان ما و عربی به گونه ای است که ما میگوییم عربی در ما رسوخ کرده و عرب ها مینالند که فارسی در ما رخنه کرده و این نشانه استادی ایرانیانی بوده که این ابتکار را انجام داده اند. ایرانی ها مغلوبانی از جنس دیگران نبودند . انها تمام فرهنگ اعراب را عوض کردند عربها بعد از ورود به ایران شدیدا مقهور فرهنگ ایرانی شدند و تمام ساختمانهای موجود که مهر اسلامی خورده اند شاهکار ایرانی است و به ان اسلامی میگویند نه معماری عربی و مگر اسلام از جانب اعراب نیامد ؟ پس چرا به آن اسلامی میگویند ؟ چون در زیر قبای اسلام این ایران بود که داشت رشد میکرد و میبالید مثل جنگ 8ساله که این جنگ باعث بالندگی و رشد ماشد به گونه ای که کارهایی که قبل از جنگ در انجام ان عاجز بودیم حالا کارشناس صادر میکنیم . به وزیران حاکمان عرب نگاه کنید پر از شخصیتهای ایرانی است این یعنی ما مغلوبانی بودیم که خودمان بر خودمان نظارت کرده بلکه فاتحان را نیز کنترل میکردیم پس این زبان به واسطه زیرکی ایرانیان پدید امد
پاسخ سوال سوم: اینکه چرا ما مغلوب مغول ها شدیم ولی دین آنها را نپذیرفتیم؟ عزیزم حمله اعراب یک حمله عقیدتی بود آنها هدفشان اشائه اسلام بود و در پشت این هدف بود که دست به اعمال دیگری چون غارت اموال و نوامیس ایرانی دست میزدند ولی مغولها فقط برای کسب ثروت و گسترش کشورشان آمده بودند همچنانکه ایرانی ها هم در زمان قدرت فقط به کشور گشایی دست زدند نه دین گشایی ولی هدف اعراب به طور مستقیم دین گشایی بود شما باید به شرایط و هدف های موجود در این لشکر کشی ها توجه کنید اینکه حافظ از زبان عربی استفاده کرده میخواهید به چه نتیجه ای برسید ؟ شما بیایید یک نمونه از معماری دوران صدر اسلام را به ما نشان بدهید یا یک کتاب ممتاز از آن دوره در حالی که در همان تاریخ ما هم معماریهای درخشانی داشتیم هم کتابهای ممتاز هم مردمانی باسواد و با فرهنگ در صورتی که طبق گفته و شهادت تاریخ تعداد با سوادان در اطراف پیامبر به تعداد انگشتان دست بوده
پاسخ سوال چهارم: در باره گزاره های علم و تمدن در سطور بالا توضیحاتی داده ام یکی از گزاره های تمدن تعداد با سوادان آن کشور است چطور کشوری که تعداد باسواد آن اندک و از لحاظ معماری فقیر و از نظر علوم کاملا تهی بوده میتوانسته متمدن باشد ؟در انگیزه های لشکر کشی اعراب باید به چند مورد اشاره کرد اول اینکه بر خلاف ایرانیان که کشورهای مغلوب را در دین و زبان و فرهنگ آزاد میگذاشته اعراب برعکس زبان و دین و فرهنگ را تحمیل میکرده به ایرانیها موالی گفته میشد و تحقیر میشدند حتی اجازه نداشتند سوار بر اسب شوند این ایرانی که این مسائل بر او تحمیل شده بود برای زنده ماندن میبایست خودش را تطبیق دهد همه میدانند که ایرانیان چگونه اسلام آوردند و همه میدانند که اسلام آوردن ایرانیان موجب شده بود که زیر سلطه حکومت عرب باشند اینگونه شد که ایرانیها با ارادت به خاندان عصمت و طهارت که در نزد خلافای عرب چون خاری در چشم بودند توانستند سیادت اعراب بر خود را کاسته و با حفظ اسلام استقلال خود را بدست آورند و در این راه مجبور شدند اسلام را به یک ایدئولوژی بینقص تبدیل کنند و از این رهگذر بود که ابن سیناها و سهروردیها و حلاجها و مولاناها و ووو.... پدید ایند که توانستند اسلام را جهانی کنند و در دربار خلفای عرب به تاسی از دربار ایرانیان قبل از اسلام به حکومتداری پرداختند نوع حکومتداری به وسیله وزرای ایرانی و تسلط آنها بر این فن و عملا قدرتمند شدن ایرانیان موجب شد که آنها به فکر ایرانی زدایی بیفتند و از اینجا بود که ترکها به دربار خلفای عباسی راه پیدا کرده و بعدها سلطان محمود غزنوی به تاریخ راه یافت این ترکیب موجب شد مرزهای موجود از بین برود تولید علم به وسیله ایرانیان انجام شد و برای اینکه به دیگر نقاط نشر پیدا کند به زبان حاکمان نوشته میشد و برای این منظور بود که این دانشمندان تعداد بسیاری را به زبان ایرانی نوشته اند حالا چون این کتابها باید به دست حاکمان رسیده میشد عربی نوشته شد ملاکی بر بین المللی بودن این زبان نیست چون در همان زمان متون به زبانهای مختلف ترجمه میشده باز هم بگویم مسئله زبان را نمیشود در این مجال گنجاند
پاسخ سوال پنجم : جواب این سوال که چرا زبان ایرانی مثل زبان عربی در ممالکی که بر آن تسلط داشته گسترش پیدا نکرده را در سطور بالا داده ام اینکه ایرانیان مردم سرزمین مغلوب را مجبور به قبول زبان و دین و .. نمیکردند و دست مردم در این امور باز بود ولی عربها این موارد را به مردم سرزمین تحت اشغال خود تحمیل کرده بودند اما باید کمی بیشتر تحقیق کنید چون کتابهایی منتشر شده که نشان دهنده عمق تاثیر ایرانیان بر سایر ملل بوده و در این کتاب به کلماتی اشاره شده که از زبان ایرانی در اروپای امروزی مانده و یکسری فرهنگ بومی اروپائیان است که مستقیما از فرهنگ ایرانی سرچشمه گرفته که به رغم فراموش شدن آن توسط ایرانیان به جهت هجوم اعراب در ان کشورها هنوز رواج دارد باید گفت که ایرانیها در زمان هجوم اعراب حق اجرای مراسم و مناسک خاص خود را نداشتند ولی با این وصف توانستند تعدادی از این مراسم مثل عید نوروز و چهارشنبه سوری و سب چله و سیزده به در و ... را حفظ کنند و نه تنها در ایران که در میان ملل دیگر هم هنوز رواج دارد ما مراسم اعیاد عربی را به جهت آمیخته بودن با دین پذیرفته ایم ولی مناسک ایرانی به جهت فرهنگ و تمدن ایرانی بود که در سایر ملل رواج پیدا کرد و رضا خان کاری که شما میگوئید را به گونه ای که شما میگوئید انجام نداد بلکه او به اقتضای زنده کردن یکسری اصول ایرانی که بیانگر وجود یک ملت اصیل ایرانی است این کار را کرد چون هر کاری که نشان دهنده هویت یک ملت است نژادپرستی نیست اینکه نمادهای مختص یک سرزمین را گسترش دهیم نژاد پرست نیستیم یا شما معنی نژاد پرستی را نمیدانید یا اینکه خودتان را زدید به راه دیگر نژادپرستی کاری است که نئونازیها انجام میدهند و هیتلر انجام داده اینکه هر کسی به سرزمین و میهن خود عشق بورزد یک امر طبیعی است اینکه هر فرد به عظمت و فرهنگ خود افتخار کند امری طبیعی است باید گفت در عظمت ایرانیان همین بس که در الواح کشف شده در مصر به کانالی دست پیدا کردند که نشان میدهد در آنزمان مردم ایران دست به حفر کانالی مثل کانال سوئز امروز بوده کاری که امروز انجام داده شده را ایرانیان 2500سال قبل در دست ساخت داشتند آنهم نه برای مقاصد جنگی که برای مقاصد تجاری که موجب نزدیکی ملتها با هم میشده همه اینها نشانه عظمت ایرانی است که سوال کننده محترم آنها را نادیده گرفته است وجود چاپارخانه و ساخت راهها از اروپا تا آسیا خود برای همیشه در حافظه تاریخ خواهد ماند و نشان دهنده عظمت و شکوه ایران است و اینکه از لحاظ فرهنگی انقدر رشد کرده بودیم که به محض تسلط بر سرزمینی سربازان ایرانی از غارت اموال و سوزاندن درختان و مزارع و هزاران کاری که در جنگهای آنزمان معمول بوده منع شده بودند و نه تنها مردم مغلوب را آزار نداده و نوامیس آنها را به بردگی نمیگرفتند بلکه به آوارگان آن سرزمین اجازه اسکان در سرزمین مادری شان داده میشد مثل کاری که در حق قوم یهود کرد و اسم شاهان ایرانی به عنوان مسیح در تورات آمده
پاسخ سوال ششم: این سوال اصلا انسجام نداره چه ربطی به این ایران باستان و جنبش سبز و اتحاد خاور میانه و تفرقه هست؟ ولی تا حدودی به هر کدام جواب میدهم اینکه بعد از 1400 سال یادمان آمده یعنی چه؟ چه کسی یادش آمده ؟ این به یاد کسی نیامده بلکه در یادها همچنان باقی است چون با خاطره جمعی یک ملت گره خورده و اینکه جنبش سبز یک جنبش اجتماعی است با اهداف آرمان خواهانه که هیچ جنبه منفی ندارد اینکه همه در ابراز عقاید خود آزاد باشند که حرف بدی نیست و اینکه مردم میباید در سرنوشت خود تاثیر مستقیم داشته باشند و برای این امر باید به رای مردم احترام گذاشت و نباید در آن دست برد که حرف بدی نیست ؟ چه ربطی به تفرقه دارد و چه ربطی به حمله اعراب دارد ؟ این سوال شما به خاطر ناقص بودن درخورجواب جامع نیست
پاسخ به سوال هفتم: اینکه اطلاعات تاریخی شما ناقص است به تاریخ چه مربوط است آیا شما نمدانید که در زمان رسول عهد نامه ای امضا شد که منجر به حادثه شعب ابیطالب شد و اینکه موریانه آن عهد نامه را خورد و فقط نام الله را باقی گذاشت ؟ این سندی است که در آن زمان بر روی نوعی پارچه که به کاغذ امروزی نزدیک بوده مینوشتند و بسیاری از مکتوبات بر این نوع کاغذ نوشته شده و نامه های بزرگان و متون مقدس بر نوع مرقوبتری نوشته و بر پوست حیوانات هم مکتوب میشده و همگی اینها مشتعل میشوند و اینگونه بود مسلمانان کتابهای ایرانیان را به این دلیل که مروج کفر است و کتاب تنها قران است و بس همه را سوزاندند و اینکه عمر در جنگهای مورد بحث شرکت داشته و خیانت این کار شماست که بدیهیات تاریخی را تحریف میکنید چطور متون تاریخی مرتبط با مسایل دینی که اثبات صحت انها بسیار مشکل است را به راحتی قبول میکنید ولی این بدیهیات را که اعراب هنگام ورود به ایران دست به کتاب سوزی زده اند را منکر شده و جنایات عدیه ای را که در بدو ورود به شهر برای ایجاد رعب در میان مردم انجام میداده اند را نادیده میگیرید ؟ واینکه رعب و وحشت از نامسلمان بودن موجب شد بسیاری از مردم ایران مسلمان شوند را کتمان میکنید؟و اینکه بزرگان دینی ادیان غیر مسلمان را کشتند و مردم پنهانی دین خود را داشته و در اثر فاش شدن این راز جانشان را از دست میداده اند را به فراموشی میسپارید ؟ به علت کشته شدن روحانیان و بزرگان دینی ادیان ایران پیش از اسلام رو به نابودی گذاشتند و از آنجائیکه خانواده ها نمیتوانستند مراسم دینی خود را انجام دهند بسیاری از مناسک و مراسم ادیان ایرانی به فراموشی سپرده شد و مردم برای حفظ جان همراه با اشغالگران به انجام مراسمات تحمیلی مجبور میشدند
پاسخ به سوال هشتم: اینکه زن گرفتن و شوهر کردن در نقاط مختلف کشور با عقاید خاصی آمیخته بسیاری ریشه در حافظه تاریخی مردمان مناطقی دارد که مورد جفای مستقیم اعراب بوده اند اینکه جنایات اعراب تاثیر مخربی بر روح و روان مردم گذاشته را نمیتوان نادیده گرفت و تاثیرات آن را تا به امروز هم میتوان مشاهده کرد و از این تاثیرات یکی وصلت نکردن با اعراب است و اینکه ایرانیان عرب زبان را از اعراب مهاجم بنامیم بیرحمی است و این از عدم آگاهی مردمانی است که اینگونه میاندیشند و گناه از آنان نیست و علت اصلی همان جنایاتی است که تاثیرات منفی آن در ضمیر نا خود آگاه ایرانیان باقی مانده و این را شخصا قبول ندارم زمانی مردمانی به سرزمین ما حمله کردند و حالا گذشته است و اگر مردمان همان کشورها با دیده احترام به ما بنگرند چه اشکالی دارد با آنها وصلت کنیم این یک نظر شخصی است و نمیتوان به همه مردمان تعمیم داد
پاسخ به سوال نهم و دهم : شما گفتید که اعراب تفاوتی بین قومیتها نمیدیدند در حالیکه ایران پس از ورود اعراب یکسر تبعیض بود و ایرانیان به عنوان موالی حقوق کمی داشتند و در بعضی مواقع اصلا حقوقی نداشتند مثلا وقتی که دختران و پسران جوان ایرانی را برای کنیزی و غلامی به بازارهای سوریه و دمشق و بغداد میبردند . اگر بخواهیم به گواهی تاریخ که توسط افراد به تحریر در امده شک کنیم و آنها را غیر واقعی و تحریف بدانیم آنوقت چگونه به متون دینی و احادیث رسیده از همین شاهراه تاریخ و متون اعتماد کنیم یعنی شما به متونی که مورد پسند شماست اعتماد میکنید و به هر آنچه که مورد پسند شما نیست مهر باطل میزنید و دروغ میخوانید . جنگ هشت ساله عربها با ایران امتداد تفکر اعراب با ایرانیهاست و جنایات آنها نمونه همان اعمالی است که در 1400 سال پیش کرده اند. میدانی چرا اعراب شیعیان را مسلمان نمیدانند ؟ چون ایرانیان به واسطه پذیرش اسلام (حالا به هر روشی که بوده مسلمان شده بودند) زیر سلطه اعراب بوده و باید خطبه به نام خلفای عربی میخواندند ولی ایرانیان به واسطه عشق به اهل بیت که اسلام واقعی بودند به راه دیگری رفتند که بعدها شیعیان خوانده شدند به راهی که اعراب مسلمان از آن سر باز زده و فرزندان رسول الله را طرد کردند حالا اگر به گفته شما اعراب برای بسط اسلام آمده بودند چرا به فرزندان پیامبر خود پشت کردند و ایرانیان به دنبال راه راستین رفتند؟ چون ایرانیان یکتا پرست و راستی پرست بوده و راه راست را به راحتی تشخیص میدادند . عزیزم به همین مسلمانان شیعه قرمطی و ملحد گفتند و آنها را کشتند و آنقدر ادامه دادند تا اینکه در زمان انقلاب برای اینکه شیعه بزرگ نشود به ایران حمله کردند و تمام اعراب در این هشت سال پشت این جنگ بودند . حالا شما چگونه میگویید که اعراب برای گسترش خداپرستی آمدند؟ عزیزم شمایی که راه را از اول به خطا رفته ای بیا و با کنار گذاشتن تعصب و سیر در حافظه تاریخی ملت ایران و دیگر ملل همسایه حقایق را پیدا کن چون هر چقدر من و یا دوستان دیگرم به شما آگاهی بدهیم به خاطر وجود تعصب نمیتوانید ببینید پس پرده تعصب را از جلوی چشم وجدانت بردار